کپه داغ
ماگماتيسم زون بینالود
دگرگونی:
این دگرگونی درجنوب وغرب مشهد به خوبی مشخص است .سن مجموعه ی دگرگونی وآذرین جنوب وجنوب غربی مشهد ازجمله مسائلی است که درگذشته آن را یا به پرکامبرین ویا سیمرین پسین نسبت داده اند .چنان که درنقشه ی زمین شناسی ایران سن سنگ های دگرگونی حوالی مشهد راژوراسیک ثبت کرده اند .تمام سنگ های آذرین اطراف مشهد رانتیجه ی فعالیت ماگماتیسم واحدی درنظر می گیرندوسن آن رابه ژوراسیک پسین – کرتاسه ی آغازی نسبت می دهند.
درهندوکش غربی افغانستان ودرامتداد زون بینالود ،سری های دگرگون شده ی پالئوزوئیک راکه شامل میکا شیست های گرونا واستروتید دار،مرمر،وآمفیبولیت است این سری ها باسنگ های الترابازیک سرپانتین شده به صورت بین لایه ای قراردارند .سری مزبوربه صورت دگرشیب به وسیله ی رسوبات دگرگون شده وپیش رونده ی کربونیفرپوشیده می شود.ودگرگونی تحتانی بیش ازرسوب گذاری سری فوق انجام شده است.
همین شواهد درجنوب وجنوب غربی مشهد نیز دیده می شود.شواهد زیر مؤید عمل کرد فاز کوه زایی هرسی نین درزون بینالود است که تا مرز افغانستان وحتی درآن طرف مرزنیز آثار آن دیده می شود.این شواهد عبارتند از:
- مجموعه ی دگرگونی حوالی مشهد به وسیله ی رسوبات دگرگون نشده ژوراسیک پوشیده می شود.
بنابراین آخرین مرحله ی دگرگونی منطقه،قبل از ژوراسیک اتفاق افتاده است.
- سن مطلق گرانیت های پرفیروئید مشهد ،که قطعاتی از سنگ های دگرگونی مذکوررا درخود گرفته است قدیم ترازسیمرین پیشین است به علاوه ،سن مطلق جدیدترین گرانیت موجود درمنطقه نیز پرمین انتهایی – تریاس آغازی به دست آمده است .دراین ناحیه علاوه بردگرگونی هایی که درکنتاکت توده های نفوذی وجود دارند ،لا اقل سه فاز دگرگونی نا حیه ای درمشهد به شرح زیر ،شناخته شده است.
- فاز M1 دگرگونی درجه ی ضعیف بارخساره ی شیست سبزوگسترش زیاد.
- فازM2 دگرگونی شدید تر ازفاز قبلی ولی باگسترش کم تر .
- فازM3 دگرگونی درجه ی ضعیف تر وباگسترش محدودتر.
نحوه ی گسترش اثرات ودگرگونی های مذکوردرتمام مناطق یکسان نیست ومطابق شکل دردو زون AوB که به وسیله ی منطقه ی گسل خورده وخردشده ازهم جدا شده اند ،باهم متفاوت است.
زون A یازون جنوبی دراین زون فقط اثرات دودگرگونی ناحیه ای M1وM2 رامی توان مشاهده کردکه تنوع چندانی ندارند وشامل کالک شیست های مختلف واسلیت است.قسمت اعظم منطقه به وسیله ی همین اسلیت ها پوشیده شده وروی هم رفته درتمام این زون ،شیستوزیته وفولیاسیون واحدی دیده می شود که درجه ی دگرگونی آن نیز ازرخساره ی شیست سبز تجاوز نمی کند.
حضور کانی های حرات بالانظیرآنورتیت وفلدسپات پتاسیم وحتی اسکاپولیت دراین زون که فاقد جهت یافتگی مشخص اند ،نشان دهنده ی دگرگونی دیگری است (فازM2).که اولا؛بادرجه ی حرارت بیشتری هم راه بوده است ،وبا دگرگونی ضعیف فاز M1 جوردرنمی اید ثانیا،عدم جهت یافتگی کانی های حرارت بالا نسبت به فاز دگرگونی M1 تایید کننده ی آن است.
زونB
دراین زون علاوه بر سه فاز دگرگونی M1وM2وM3 توده های نفوذی مهمی نی دیده می شود :
- فازM1 آن مشابه دگرگونی M1 زون A است وفیلیت های اولیه به اسلیت تبدیل شده اند .
- فازM2 باسری کانی های جدیدی که فاقد جهت یافتگی نسبت به M1 هستند درتمام ستگ های زون B دیده می شود ونشان دهند هی دگرگونی حرارتی مهمی است که سنگ هی منطقه رابه ميکاشیست های گرونا واستروتید دار تبدیل کرده است.
- فازM3این فاز راباید یک دگرگونی قهقرایی دانست زیرا نسبت به فاز M2 ازدرجات حخرارت وفشارکم تری برخورداراست .ولی شیستوزیته ی جدیددی درمیکاشیست ها به وجود آورده وسبب رشد پورفیرهای فلدسپات درگرانیت G1 شده است .
توده های نفوذی
درجنوب وجنوب غربی مشهد ،توده های نفوذی متنوعی دیده می شوند که به صورت باریکه ی طویلی به طول 40کیلومتروبه عرض10 کیلومترگسترش دارند واگربا سایرتوده های نفوذی جنوب غربی مشهد (وکیل آباد ،گلستان ،طرقبه)،یک جا مورد توجه قرارگیرد ،طول آن به 70کیلومتر هم می رسد .به طورکلی این سنگ های نفوذی راکه بانام گرانیتوئید مشخص می کنیم ،درجهت شیستوزیته وفولیاسیون عمومی سنگهای منطقه ی B امتدادداشته واین مسئله احتمالا اولین نشانه ی سن سینماتیک بودن آن ها است.
اگردرروی زمین به رگه های آپلیتی وپگماتیتی که توده های نفوذی را قطع می کنند ،توجه کنیم ،به دونوع ازسنگ های گرانیتی برمی خوریم که ازنظرترکیب سن وبافت باهم متفاوت اند،وعبارتند از :
الف)انواع قدیمی یاگرانیت ها ی پورفیروئید.
ب)انواع جدید یا لوکوگرانیت ها .
الف )انواع قدیمی یا گرانیت های پورفروئید (G1) گسترش وبیرون زدگی این گرانیت بیش ازانواع دیگر است ودرآن فلدسپات های پتاسیم دارسه سانتی متری نیز دیده می شود .این فاسیس درمناطق خواجه مراد ،قشلاق ،کله چغوکی گسترش دارد .بخش های حاشیه ای این گرانیت چندان مشخص نیست واز توده ی اصلی جداودور مانده است( مانند گرانیت وکیل آباد ،کوه سنگی طرقبه وگلستان)ولی از نظر شیمیایی وکانی شناسی بین آن ها ارتباط نزدیکی وجود دارد .به طور کلی گرانیت های مزبور جهت یافتگی خاصی رانشان می دهند که اصولا به بیوتیت وگاهی به فلدسپات فراوان آن مربوط است .هسته ی مرکزی توده شیستوزیته ی ضعیفی به خود گرفته است که منوط به حضور بیوتیت است .درسمت مشرق (کوه خواجه مراد )،شیستوزیته نمایان تر می شود ودر این مکان گرانودیوریت هورنبلند دار ،فاسیس گنیسی به خود گرفته است .هرقدر به حوالی سنگ بست نزدیک می شویم دانه هاهم اندازه ،دانه متوسط وتقریبا فاقد جهت یافتگی مشخص می شود.ولی تونالیت های وکیل آباد فاسیس گنیسی ،یا حتی فاسیس کاتا کلاستیکی به خود گرفته است .این امر به فاز تکتونیکی دیررس مربوط می شود ،که سبب تغییر شکل بیوتیت وهورنبلند اولیه شده است .عمل کرد این فاز تکتونیکی درناحیه ی طرقبه شدید تر است وسنگ منظره ی شیستی ازخود نشان می دهد .جهت یافتگی های مزبور اولاباآنکلاوهای عدسی مانند سنگ های دربرگیرنده ی هم جهت اند .این مسئله احتمالا به تغییر شکل های تکتونیکی درهنگام تبلور ارتباط دارد .گرانیت های پورفیرئید انواع مختلف دارند که ازنظر ترکیب وبافت باهم متفاوت اند ولی ازنظر ژنتیک وهم خونی به هم ارتباط نزدیک دارند وشامل انواع زیراند:
1)تونالیت یا دیوریت کوارتزدارکوهسنگی که دانه متوسط وبیوتیت های آن جهت دارند.
2)تونالیت طرقبه ووکیل آباد که هردو مشابه هم ومنظره گنیسی دارند.
3)گرانودیوریت سنگ بست که بیوتیت فراوان دارد باتوجه به این که هیچ گونه تغییر شکل تکتونیکی راتحمل نکرده اند احتمالا نسبت به انواع قبلی جدید تراست.
4)گرانیت پورفیروئید که درمرکز توده ی دارد وآنکلاوهای بازیک وفلدسپات های دانه درشت دارد .
5)گرانودیوریت خواجه مراد که شبیه گرانیت پورفیروئید است ومنظره ی گنیس چشمی دارد.
علاوه برانواع فوق گرانیت های دیگری نیز وجوددارد که گاهی تیره تروگاهی روشن تر ازانواع عادی است .این فاسیس ها راباید به تغییرات محلی مربوط دانست که اولی براثر هضم سنگ های مجاور ودومی براثر تفریق مجلی به وجود آمده اند و تمام گرانیت های ذدکر شده بالا را می توان نوعی گرانودیوریت وسن تکتونیک دانست.
ب)انواع جدید با لوکوگرانیت ها (G2)این توده به ابعاد 10در15کیلومتر بوده ودرجنوب مشهدبیرون زده اند .به علاوه درداخل گرانیت G1نیز تزریق شده است بنابراین جوان ترازآن است.
درناحیه ی خلج بین دوگرانیت ،کنتاکت مشخصی وجوددارد وبه نحوبارزی می توان دوگرانیت G1وG2 راازهم تشخیص داد .به نحوی که گرانیت G1 به علت فراوانی بیوتیت وآنکلاوهای مختلف تیره و پورفیروئید است .درحالی که گرانیت G2 کانی های هم اندازه دانه متوسط وروشن دارند .ازنظر رنگ وفاسیس نوع اخیر رامی توا ن گرانیت یکنواختی محسوب داشت که فقط مقداربیوتیت تغییراتی درآن پدید آورده است .مهم ترین فرق ان با گرانیت G1 فقدان جهت یافتگی آن است به علاوه ازنظر شیمیایی واجد سیلیس زیادتری نیزمی باشد.
سنگ های رگه ای درکنتاکت بین دوگرانيت
وهم چنین درکوه خواجه مراد رگه ای آپلیتی وحتی رگه های ارتوز که گاهی واجد کوارتز نیز است دیده می شود.رگه های آپلینتی گاهی چین خورده بوده وگاهی به وسیله ی رگه های دیگر قطع می شوند .این مسئله نشان دهنده ی فاز های مختلف آپلیت زایی در منطقه است که ازنظر ترکیب نیزباهم فرق داند چنان که رگه های ثانوی اصولا فلدسپات کم ترو تورمالین زیادتردارند واین امر باقوانین تبلور توده های نفوذی تطبیق می کند.
اولترابازیک های جنوب مشهد باقیمانده ی پالئوتتیس رادرمنطقه بینالود به صورت نواری باریک وطویل ذکر کرده اند که درطول ده ها کیلومتر درامتداد شمال غرب جنوب شرق کشیده شده است .این نوار ازسه بخش افیولیت ،سکانس رسوبی دگرگون شده وپیروکلاستیك ها تشکیل شده ومجموعا دررخساره شیست سبز دگرگون شده است.
درداخل سنگ های دگرگونی جنوب غربی مشهد اولترابازیک هایی به صورت بین لایه ای به ضخامت چند مترتا 70متر بیرون زدگی دارند که ازنشر سن ونحوه ی پیدایش اختصاصات ویژه ای رانشان می دهند اهم این اختصاصات عبارتند از :
1)سنگ های الترابازیک شامل دونیت ،ورلیت دولریت ،گابرووتولئی ایت است که ورلیت فراوان ترازهمه بوده وتماماازتفریق یک ماگما به وجود آمده اند .
2)سنگ ها ی مذکور تحت تاثیر دگرگونی قرارگرفته اند وهرجا که دگرگونی شدید تربوده فاسیس آمفیبولیتی ظاهر شده است .
3)توده های اولترابازیک به صورت سیل تزریق نشده اند بلکه به صورت جریان های گدازه زیردریایی بافاسیس هیالوکلاستیک درآب دریا فوران کرده اند.
4)ترکیب این فوران ها نظیر آن چه که امروزه ازبرآمدگی های کف وسط اقیانوس خارج می شود ازنوع تولئی ایتی واولترابازیک است.
5)ازنظرسنی این فوران ها دراردیوسین فوقانی به صورت بین لایه ای دراب دریا ته نشین شده و مجموعا دردونین فوقانی – کربونیفردگرگون شده اند.انواع اولیه ازنوع تولئی ایتی وبه تدریج بازیک ترشده وسپس تحت تاثیر عوامل تکتونیکی ودگرگونی بعدی قرارگرفته اند.