شوريجه

در نقاط زيادى ازکپه  داق، به جز پايانة باخترى آن (نواحى گنبد کاووس)، سنگآهکهاى ژوراسيک بالا (سازند مزدوران) با رديف آوارى سُرخرنگى پوشيده ميشود که از آن به نام « سازند شوريجه » ياد ميشود. علت تشكيل اين رسوبات آواري چين خوردگي ليت كيمرين است كه سبب حركات قائم و بالا آمدن كف حوضه شده است و به نوعي يك گپ رسوبي، بدون اين كه دگرشيبي بوجود آيد، ايجاد شده است.

سازند شوريجه بيشتر از نوع رسوبهاى آوارى (شيل، رُس سنگ، ماسهسنگ، کنگلومرا)، کمى سنگگچ و لايههاى ناچيز سنگهاى کربناتى است که سيماى قهوهاى سُرخ دارد و به صورت رديفى راهنما و سُرخرنگ، سنگآهکهاى صخرهساز ژوراسيک بالا (مزدوران) را از سنگآهکهاى کرتاسة پايين (سازند تيرگان) جدا ميکند.

در محل بُرش الگو (درة خور)، سازند شوريجه به سه بخش تقسيم شده است (افشار حرب، 1373).

* « بخش آوارى تبخيرى زيرين » شامل 334 متر شيل قهوهاى مايل به سُرخ و ارغوانى، ماسهسنگ، سنگآهک و سنگ گچ است.

* « بخش کربناتى تبخيرى ميانى » از 276 متر سنگهاى کربناتى، سنگ گچ، شيل، ماسهسنگ و سيلت سنگ تشکيل شده است.

* « بخش آوارى بالايى » شامل 371 متر ماسهسنگ با ميانلايههايى از شيل قهوهاى مايل به سُرخ است. در اين بخش، سنگهاى کربناتى و سنگ گچ ديده نميشود.

رخسارة آوارى و سيماى سُرخ صورتى سازند شوريجه را ميتوان از مرز افغانستان تا ناحية آرموتلى (80 کيلومترى خاور گنبد کاووس) دنبال کرد. ولى شرايط و نوع محيط رسوبى سبب شده تا بخشهاى سه گانة بُرش الگو در همه جا رخساره و ستبراى يکسان نداشته باشد و از 700 تا 1000 متر ديده شود. براى نمونه، در بُرش حمامقلعه، ماسهسنگ قارهاى بخش بالايى به رسوبهاى دريايى و سنگهاى کربناتى تغيير رخساره داده است..

در محل بُرش الگو، همبرى شوريجه با سازند مزدوران تدريجى است. همبرى بالايى آن با سازند تيرگان، اگرچه با تغيير رخسارة ناگهانى است، ولى ميتوان شاهد يک گذر تدريجى بود. ولى گاهى (ماننددرة ارداک) سطح بالايى شوريجه فرسايشى است و بر روى آن کنگلومراى پليوسن قرار دارد و يا در کوه اُزون، سنگآهک کلات به سن ماستريشتين بر روى اين سطح قرار دارد.

سازند شوريجه بيشتر از رسوبهاى قارهاى مردابى تشکيل شده ولى زبانههايى از رسوبهاى دريايى حاوى سنگواره دارد. بخش زيرين لايههاى دريايى به سن بريازين والانژنين، سن بخش ميانى آن هوتريوين و بخش بالايى به سن بارمين دانسته شده است. در مورد سن سازند شوريجه اتفاق نظر وجود ندارد.کلانترى به استناد دو برش حمامقلعه و زنگانلو، شوريجه را به سن کيمريجين نئوکومين ميداند. رهقى، نمونههاى بُرش نايبا جوزک را به سن تيتونين نئوکومين ميداند.

نهشتههاى آوارى تبخيرى و سُرخرنگ سازند شوريجه، با رسوبهاى همزمان (ژوراسيک پسين کرتاسة پيشين) ديگر نقاط ايران به ويژه نهشتههاى سُرخ و آوارى نواحى کرمان طبس (لايههاى سُرخ گرهدو، سازند سُرخ آوارى، نهشتههاى آوارى گچى مَـگو) شباهت کامل دارد. با وجود تفاوتهاى رخسارهاى، نهشتههاى تبخيرى گوتنيا و هيث در زاگرس و واحد گچ و ملافير البرز مرکزى، ميتوانند از نظر زمانى و شرايط رسوبى، به نوعــى با سازند شوريجه همارز باشند. در ترکمنستان به آواريهاى مشابه با شوريجــه « ماسهسنگ شاتليک » نام داده شده که سنگ مخزن اصلى ميدانهاى گازى دولتآباد – دونمز، شاتليک، مارلى و بايرامعلى است. در ايران، شوريجه داراى دو لايه ماسهسنگ گازدار به نام ماسهسنگ D معادل ماسهسنگ شاتليک ترکمنستان است (افشارحرب، 1380).

در نزديكي سد كارده گسل قائن km 12 جا به جايي دارد. امتداد آن شمال غرب – جنوب شرق بوده  و سبب جوان شدن كپه داق به صورت قائم مي شود. به همين دليل دشت مشهد هورست و گرابن است و چين خوردگي هاي آن امتداد شمال غرب – جنوب شرق دارند.

 

تصویری زیبا از ماسه های شوریجه در جنوب شرقی شهرستان قوچان(رادکان)